ابراهيم عاملي ( موثق )
272
تفسير عاملي ( فارسي )
خداى تعالى . كشف نوشته : وسيلت عابدان معاملت است ، وسيلت عالمان مكاشفت است ، وسيلت عارفان معاينت است ، وسيلت عابدان راستى است ، وسيلت عالمان دوستى است ، وسيلت عارفان نيستى است ، وسيلت عابدان يادى است به نياز ، وسيلت عالمان يادى است بناز ، وسيلت عارفان يادى است بر نياز نه بناز و قصّه ى آن دراز پير طريقت از اينجا گفت : « الهى اگر كسى تو را بجستن يافت من بگريختن يافتم . گر كسى تو را بذكر كردن بافت من تو را بفراموشى يافتم . گر كسى تو را بطلب يافت من خود طلب از تو يافتم ، الهى وسيلت به تو ، هم توئى ، اوّل تو بودى و آخر توئى همه توئى و بس . باقى هوس . الهى آن روز كجا باز يابم كه تو مرا بودى و من نبودم تا باز به آن روز نرسم ميان آتش و دودم . « وَجاهِدُوا فِي سَبِيلِه تا آخر آيه » 38 ابو الفتوح نوشته است : امر است از خداى تعالى بمجاهده براى آنكه آنچه به آن توسّل كنند و آن را وسيله سازند ، يكى جهاد است ، و جهاد بانواع باشد : بدل و دست و زبان و تيغ ، « لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » تا همانا ظفر يا بى كه « لعلّ » بمعنى لام « كى » است ، اى « افعلوا و غرضكم الفلاح » . سخن ما : جمله ى « وَابْتَغُوا إِلَيْه الْوَسِيلَةَ » يعنى وسيله ى بسوى خدا را طلب كنيد ، و چون بطورى كه مكرر گفتهايم : خدا سو و جانب ندارد ، پس مقصود از كلمه ى « اليه » بسوى آنچه خدا كمال و سعادت آدمى را در آن قرار داده است ، و ممكن است در هر موقع و هر زمان و هر شخص وسيله ى سعادت و كمال چيزى باشد غير از وقت ديگر و موقع ديگر و يا شخص ديگر و اگرچه براى همه و هميشه اطاعت خدا وسيله ى سعادتست يك عده عبادات و معاصى براى همه هست و كسى از آن معاف نيست ، ولى چون دامنه ى حيات و زندگى انسان بينهايت است پس ممكن است علاوه بر آنچه همه و هميشه موظَّف هستند ، بعضى مردم در پاره اى موارد وظائفى داشته باشند ، و وسيله ى سعادت براى آنها فراهم شود كه براى ديگران چنين چيز متصور نيست ، و آنچه بتوان مقياس شناسائى وسيله ى سعادت شمرد آن است كه آنچه با انسان